ما۲۴نفر

(تارنمای دانشجویان معارف‌اسلامی و علوم‌سیاسی ۹۱ - دانشگاه امام صادق(علیه‌السلام

ما۲۴نفر

(تارنمای دانشجویان معارف‌اسلامی و علوم‌سیاسی ۹۱ - دانشگاه امام صادق(علیه‌السلام

محفل ۲۴ دانشجوی معارف‌اسلامی و علوم‌سیاسی دانشگاه امام صادق(ع). سعی می‌کنیم آن‌چه را خودمان و دیگر دانشجوهای معارف‌اسلامی و علوم‌سیاسی به آن نیاز داریم را منتشر کنیم.
اگر شما هم اطلاعاتی برای انتشار دارید، با ما به اشتراک بگذارید.
منتظر انتقادها و پیشنهادهای شما هستیم.
پنجشنبه, ۱۹ بهمن ۱۳۹۶، ۱۱:۰۰ ب.ظ

حکایت ۶۸: می بخشم امّا شرط دارد…

آن‌روز، علی رفته بود به محله بنی ثقیف. بزرگ قبیله‌ی بنی ثقیف هنوز نزدیک نرسیده بود که جوانکی بی آنکه بشناسد، از سر مسخره بازی حرف زشتی به او زد.

علی نگاهی کرد و قبل از اینکه چیزی بگوید، بزرگ قبیله سر رسید و شروع کرد به عذر خواستن.

ـ باشد می‌بخشم امّا شرط دارد…
ناگفته روشن بود که هرچه می‌گفت، بنی‌ثقیف با جان و دل قبول می‌کردند.

گفت:
ناودان‌های بام‌هاتان را از روی کوچه‌ها بردارید و بکشید سر حیاط خودتان. روزنه‌های روبه کوچه و مستراح‌هایی که رو به کوچه باز می‌شود را ببندید. سر گذرها بیهوده جمع نشوید و مردم محله‌تان، رهگذران را مسخره نکنند.

برای محلّه بنی‌ثقیف بد هم نشد. حالا دیگر مثل همه محله‌های کوفه، قابل تحمّل شده بودند و تمیز!

مطالب مرتبط:

حکایت ۵۹: گردن داروغه

حکایت ۶۲: از علی بپرسید، حد جاری شود یا نه؟

نظرات (۰)

هيچ نظري هنوز ثبت نشده است

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی